در اولین روزهای بهاری میزبان دو دلداده بود که با آنچه بر زبان رانده می شد سال ها فاصله داشتند آدمیان
گرمای تموز به خیالشان انداخت در به بار نشستن اندیشه هاشان-
تا آنکه بادهای پاییزی و رگبارهای پیاپی آرزوهاشان را به تاراج برد.
و لشکر جرار با پوشش زرد خواسته هاشان را لگدکوب سم ستوران ساخت-
که این خواسته ی آدمیان بود-
اکنون در آخرین روزهای سرد زمستانی،پیرزن و پیرمردی
بر نیمکت بی اختیار تکیه زدند.
به ناچار دیگر باره بهار از پی خزان خواهد آمد و نیمکت می بایست چشم انتظار
دو دلداده جوان باشد................تا آنجا که:...........................................
اذا الشمس کورت........